اخبار

فیروز زنوزی جلالی

فیروز زنوزی جلالی در جلسه نقد برج ۱۱۰

رمان برج ۱۱۰ نوشته‌ی نویسنده‌ی توان‌مند و صاحب‌سبک , فیروز زنوزی جلالی است که به تازگی توسط انتشارات علمی فرهنگی و به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و ۶۶۶ صفحه راهی بازار کتاب شده است.
این اثر حسب‌حال چوپانی است که در فضایی تمثیلی و نمادین سفر خود را آغاز می‌کند و با افرادی که هر یک نماینده‌ی انواع گروه‌ها، طبقات اجتماعی، باورها و سیاست‌های خاص خود هستند مواجه می‌شود و به استناد قلب شفاف و زلال خود از هر وادی نمادین عبور می‌کند. در نهایت به طبقه آخر برج ۱۱۰، جایی که مسجد کوفه قراردارد می‌رسد. در این اثر بی‌مانند نویسنده برآن بوده تا تاریخ بشر را از زمان پیدایش تاکنون در قالب نمادین و تمثیلی به تصویر بکشد و در نهایت این بن‌مایه را مطرح کند که انسان علی رغم تمام انحرافات، پستی‌ها، فراز و نشیب‌های بنیادین، سلطه‌طلبی‌ها، Continue reading

 13177300_10205015892915580_7303335909229219348_n◀️ ملاقات با ناخدایی که دریایش طوفانی است
وقتی بین همه، فقط صندلیِ او پشتی داشته باشد، می‌فهمی باید بپذیری که حال استاد با آخرین باری که در جلسات داوری جایزه جلال دیدی، خیلی فرق می‌کند. خیلی زود است برای فراموش کردنِ آن لحن پرحرارت، آن نگاهِ گیرای نظامی‌وار. اما فیروز زنوزی جلالی به نمایشگاه کتاب آمد. آمد تا سیمای تازه‌ترین کتابش را معرفی کند.
اسمش را «برج۱۱۰» گذاشته تا برای دریافتن منتهای ارادتش به امیرالمومنین، علی علیه‌السلام حتی نیاز نباشد کتاب را ورق بزنیم. ۱۱۰ ابجد «علی» است، گویی که این کلمات و نوشته‌ها، جَفر و علوم خفیه‌ای دارد که از پس آن، ضمیر مشتاق نویسنده احضار می‌شود، از کلمات بیرون می‌زند و چهار زانو می‌نشیند و از علی می‌گوید؛ آن‌طور که «برجِ» عاج نشینِ عافیت، بند بندش بلرزد. Continue reading

فیروز زنوزی در بیمارستانبعد از مدت ها انتظار، آخرین نوشته فیروز زنوزی  جلالی تحت عنوان برج ۱۱۰ در نمایشگاه کتاب رونمایی می گردد. 
استاد زنوزی که مدتهاست در انتظار چاپ و نشر آخرین نوشته ی خود در عرصه ادبیات بوده است با توجه به وضعیت جسمانی ضعیف خود از بابت بیماری بسیار وخیمی که در چند ماه گذشته با آن دست و پنجه نرم کرده است، این بار کفشهایش را برای حضور در نمایشگاه کتاب جهت رونمایی از  برج ۱۱۰ واکس می زند و در روز دوشنبه بیستم اردیبهشت ماه در کنار هنرمندان و دوستداران ادبیات و فرهنک کشورش Continue reading

فیروز زنوزی جلالی عکس شماره 1

در زمان های گذشته هرچند وقت یکبار که به پدرم سر می زدم، آنرا پرجنب و جوش می دیدم و همیشه درگیر اتفاقات و فعل و انفعالات خانوادگی، جشواره ها، نقد ها و کارشناسی این فستیوال و آن جایزه و پاسخگوئی به خبرگزاری ها و درگیری با عوامل برای تامین بودجه و بهبود وضعیت جامعه ی ادبی و عزیزان هم دوشش در ایران و از این بابت خوشحال بودم که دل مشغولی ایشان همچنان ادامه دارد و زندگی جاریست تا آنجا که متوجه شدم مسائلی کاری برایش بوجود آمده است. او کتاب برج ۱۱۰ را از سالها پیش چند بار نوشته بود و دوباره خوانی می کردو دوباره می نوشت و پرداخت می کرد تا یک سیقل خاص به کارش بدهد و بتواند سر موعد مقرر کار را تحویل ادبیات داستانی بدهد، و مراحل انتشار اثرش طی شود. پدر در شرایط روحی بسیار خوبی بود و با شوق زیاد شبانه Continue reading

نقد رمان قاعده ی بازی
نقد رمان قاعده ی بازی
ساختار رمان قاعده ی بازی(۲)، رمانِ بوف کور را تداعی می کند؛ گر چه ساختاری این دو با هم متفاوت است. آنچه در درجه ی اوّل طرز نگارش بوف کور را به ذهن متبادر می کند، شاید به ساختار روان شناختی آن دو برمی گردد و اینکه نقد روان کاوی در ادبیات ایران برای اوّلین بار با صادق هدایت آغاز شد.
بی رویکرد روان کاوانه نمی توان سراغ رمان قاعده ی بازی رفت. هر دوی این رمان ها حدیث نفس و واگویه های ذهنیِ انسان هایی دردمند است که درها و پلشتی های روحشان را برون افکنی می کنند و هر دو متن در ژرف ساخت های خود آینه ای هستند که خباثت ها، جنایت ها، دروغ ها و بدی های انسانی را منعکس می کنند. هم راویِ بوف کور و هم راویِ قاعده ی بازی، دردهایی دارند که نمی توانند به کسی بگویند: «در زندگی زخم هایی Continue reading